

کتاب یادداشت های زیر زمینی
یادداشتهای زیرزمینی (Notes from Underground) در دههٔ ۱۸۶۰ نوشته شد؛ دههای که در روسیه همزمان با اصلاحات سیاسی و التهابهای فکری، نوعی ایمان تازه به علم و محاسبهپذیر بودنِ انسان در میان بخشی از روشنفکران جوان شکل گرفت. در این فضا، بسیاری از ایدههای وارداتیِ غربی (از اثباتگرایی و فایدهباوری تا گونههای مختلف سوسیالیسم آرمانشهری و خودخواهی عقلانی) میکوشیدند جامعه و روان انسان را با الگوهای علمی توضیح دهند؛ انسان به موجودی قابل پیشبینی فروکاسته میشد که رفتارش تابع منفعت و ضرورت است و اخلاق و انتخاب، در بهترین حالت توهم یا باقیماندهٔ سنت تلقی میشد.
داستایفسکی پس از بازگشت از سیبری با همین چشمانداز تازه روبهرو شد؛ جهانی که در آن، عقلانیتِ فنی و زبانِ آزمایشگاهی نه فقط دربارهٔ طبیعت، بلکه دربارهٔ انسان و آیندهٔ جامعه هم ادعای داوری میکرد. «یادداشتهای زیرزمینی» در متنِ همین جدال نوشته شد؛ اثری که از همان ابتدا، شکلِ پلمیک و درگیری با ایدهها دارد و عمداً از قالبِ روایتِ آرام فاصله میگیرد. داستایفسکی بهجای آنکه رسالهای فلسفی بنویسد، ایدهها را به صحنهٔ ذهن یک فرد میبرد؛ یک روشنفکر منزوی در پترزبورگ، شهری که خود به نمادی از مصنوعیبودن، برنامهریزی و عقلانیسازیِ جهان تبدیل میشود.