
در حال بارگذاری...






ورق بزن تا با کتاب بیشتر آشنا بشی کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم خوانندههایش در دنیا را به تجسم دوبارهی آیندهشان تشویق میکند نسخهی بازبینیشده و بهروزشده حاوی مطالب تازهای است. داستانهای این کتاب که از دل کلاسهای درس در استنفورد و تجارب زندگی شخصی و شغلی نویسنده برآمده، ماجرای زندگی افرادی را روایت میکند که شناختهها را رها کرده و به استقبال ناشناختهها رفتند و به طرز شگفتانگیزی بدترین موقعیتها را به فرصتهای سازنده تبدیل کردند. تینا سیلیگ بر این ایده تأکید دارد که با بیرون کشیدن خود از منطقهی آسایش و تمایل به شکست، میتوانید امر غیرممکن را ممکن کنید. شاید این کار زندگیِ شما را متلاطم کند و از توازن درآورد؛ اما همچنین شما را به جایگاهی میرسانند که حتی نمیتوانستید تصور کنید و بینشی به شما میدهند که ازطریق آن میتوانید مشکلات را به چشم گنجینهی فرصتها ببینید و راهحلهای خلاقانه و بدیع برایشان پیدا کنید.